زندگانیم و زمین زندان ماست / زندگانی درد بی درمان ماست

راندگانیم از بهشت جاودان/ وین زمین زندان جاویدان ماست

گندم آدم چه باما کرده است / که آسیای چرخ سرگردان ماست

جسم قبر و جامه قبر و خانه قبر / باز لفظ زندگان عنوان ماست

جمع آب و آتشیم و خاک و باد / این بنای خانه ی ویران ماست

نور را مانی ، که اندر لانه ها / روز باران هر نم طوفان ماست

احتیاج این کاسه دریوزگی / کوزه آب و تغار و نان ماست

آبروی مابه صد در ریخته است / لقمه نانی که در انبان ماست

جز به اشک توبه نتوان پاک کرد / لکه ننگی که بر دامان ماست

میزبان را نیز با خود می برد / مهلت عمری که خد مهمان ماست

هفت گناه کبیره

قسمت اول

شاید گروهی زیبایی را در چیزی ببینند که خوششان بیاید و از چیزی که دلشان را بزند و یا تنها باعث اندکی اندوهشان بشود سریع و مجرد آنرا مطلق بد مینامندش و از او دوری میکنند.

اما آن چیزی که دیگران بدش بنامند و از آن دوری کنند و یا باعث اندوهشان شود و یا تنها لحظه ای تنها ثانیه ای باعث به خود آمدنشان بشود و از خودشان و آنچه هستند ناراحت شوند کنجکاوی عجیب مرا طوری برمی انگیزد که شبها خواب را از چشمان من طوری میرباید که تا وقتی راه حل درک و بازشناختنش را پیش چشمانم نگذارم خواب را به من هدیه نمی دهد.

و این است زندگی من ، این است بهانه من.

تنها چیزهایی که دیگران را غمگین و یا به قولی افسرده و به حقیقت وجودشان آشنا میکند مرا نیک و پسندیده می آید.

گاهی اوقات سرگرمی ، گاهی اوقات دوست ، گاهی ورزش ، گاهی صبر ، گاهی فکر و خیلی از گاههای دیگر زندگی مرا فراگرفته اند اما تنها چیزی که از خدای خود میخواهم این هست که مبادا در گاهی از گاههای زندگی من آن کارها مرا از خویشتن حقیقی خویش که دیگران از فکر کردن درباره اش در هراسند در تنهایی خویش غافل کنند.

و آن غفلت هست که دست و پای هر کسی را در دنیای امروز به زنجیری کشانده است.

اما در این دنیا مرا کارهایی هست دارای اهمیت بسیار والایی که مرا از غفلت خویش آگاه میکنند و چنان نهیبی به روحم میزنند که هر لحظه اش تجربه ایست به اندازه ی سالیان سال.

اولین آن تنهاییست ، دومین مطالعه ، سومین نوشتن ، چهارمین مهر ، پنجمین صبر ، ششمین سکوت و آخرین و کاری ترین آنها عبادت.

و اینها تمامی دردهای دنیای من هست.

دردهایی که درمانی عظیم و معجزه آسا را برای من به ارمغان دارند.

هفت جهاد اکبر برای دوری از هفت گناه کبیره

غرور، طمع ، شهوت ، خشم ، شکم پرستی ، حسد و تنبلی

و این جهاد کار هر روز و هر لحظه من است

ادامه دارد ...


 

نوشته شده توسط سینا ساعی در شنبه 2 آبان1388 ساعت 20:46 موضوع زمانی که قلبم قلم بر دست برای معشوقش نقشی می نگارد | لینک ثابت