حدیث خوب و بد ما نوشته خواهد شد زمانی که کتاب اعمالت را در جلوی دیدگانت حاضر دیدی باید با هرگونه امیدی وداع بگویی. اکنون است که باید شجاع باشی و قلبی قوی داشته باشی.

چو بد کردی ، مباش ایمن ز آفات  /  که واجب شد طبیعت را مکافات

آدم بودن موهبتی الهیست که اکنون در اختیار توست خواه آنرا با انسانیت بیامیز خواه با حیوانیت عجین کن .

در نهایت این سرشت توست که باقی خواهد ماند اما این را بدان  که اعمال تو سرشت تو را تحت تاثیر خود قرار خواهند داد همانند آبی که در هر ظرفی به همان شکل در می اید حال بکوش تا آینه ی ظرفت را گسترش دهی.

هر چقدر بکوشی به همان اندازه پاداش خواهی گرفت ، در واقع خواسته و ناخواسته وارد بازیی شدی که در آن داد و ستدی وجود دارد که ممکن است خیلی ها به آن دقت و توجه نکنند.

چرا بیهوده می کوشی ؟

لازم نیست به هر دری زده و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازی ،فقط بکوش تا در این وادی بازرگانی باشی که سود کافی را برده باشی و گلیم نفست را از آب گل آلود زمانه و امتحانات تقدیر سالم و پاک بیرون بکشی.

در درونت فریادی نهفته است به پهنای پهن دشت دید واقعی یک پنجره ی رو به آسمان ، اما در طول تاریخ بشر ، زمانه معدود کسانی را به خودش دیده است که آن پنجره را رو به نور حقیقت خود باوری و خدا محوری گشوده باشند.

همچنان که پیر مردی با عصای چوبین قدیمی خود و با قامتی خمیده و لباسی مندرس در حال بالا رفتن و گذشتن از کوهی به عظمت تمامی خواسته های نفسانی خودش و جهان اطرافش است ، کوزه ای بر سر دارد که میخواهد آن را صحیح و سالم به صاحب اصلیش باز پس دهد ، تو نیز بکوش تا به دنبالش روی نه به طوری که همانند او کوزه ای برگیری و کار عظیم تری را انجام دهی ، چه بسا که هر کسی را بهر کاری ساختند تو نیز به دنبالش از کوه خواهش های نفس خودت راه را چنان طی کن که نه صاحب اصلی کوزه ی درونیت را برنجانی و نه خودت در روزی که در آن مفری نیست پریشان حال به این سو و آن سو گریزان باشی.

شما را به دیدن وب پارسیان با همکاری گروهی جمعی از دوستان دعوت می کنم

parsees.blogfa.com


 

نوشته شده توسط سینا ساعی در دوشنبه 4 خرداد1388 ساعت 20:55 موضوع زمانی که قلبم قلم بر دست برای معشوقش نقشی می نگارد | لینک ثابت