تبليغاتX
وبلاگ شادروان مسعود ساعی
و باز هم هنگام سحر ...


 

نوشته شده توسط سینا ساعی در یکشنبه 31 خرداد1388 ساعت 2:4 موضوع اشعار حاضر از شاعران غایب | لینک ثابت

عاقلان ما دین ندارند و دینداران ما عقل !

سالهاست عاشقانه با او زیسته ام رابطه ی او و من همچون رابطه ی یک روح با جسمش  است. درسفری که به سویش در طول سالیان سال کرده ام شبی به من گفت: تاکنون مرابا گوش دیده ای،حال مرا با چشم بشنو! ومن شنیدم... .

نه نغمه ني خواهم و نه طرف چمن

نه یار جوان نه باده ی صاف کهن

خواهم كه به خلوتكده اي از همه دور

"من باشم و من باشم و من باشم و من"


 

نوشته شده توسط سینا ساعی در چهارشنبه 27 خرداد1388 ساعت 2:51 موضوع زمانی که قلبم قلم بر دست برای معشوقش نقشی می نگارد | لینک ثابت

من ز جان جان شکایت می کنم / من نیم شاکی روایت می کنم

زان یار دلنوازم شکریست با شکایت

گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت


بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم

یا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت


رندان تشنه لب را آبی نمی‌دهد کس

گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت


در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کان جا

سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت

چشمت به غمزه ما را خون خورد و می‌پسندی

جانا روا نباشد خون ریز را حمایت


در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود

از گوشه‌ای برون آی ای کوکب هدایت


از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود

زنهار از این بیابان وین راه بی‌نهایت


ای آفتاب خوبان می‌جوشد اندرونم

یک ساعتم بگنجان در سایه عنایت


این راه را نهایت صورت کجا توان بست

کش صد هزار منزل بیش است در بدایت


هر چند بردی آبم روی از درت نتابم

جور از حبیب خوشتر کز مدعی رعایت


عشقت رسد به فریاد ار خود به سان حافظ

قرآن ز بر بخوانی در چارده روایت


هشدار ! هشدار ! به خدا سوگند ! خداوند چنان پرده پوشی کرده که می پنداری تو را بخشیده است !

ای فرزند آدم ! زمانی که می بینی خداوند انواع نعمت ها را به تو می رساند ، در حالی که تو معصیت کاری ، بترس.

مولانا علی (ع)


 

نوشته شده توسط سینا ساعی در جمعه 22 خرداد1388 ساعت 0:2 موضوع اشعار حاضر از شاعران غایب | لینک ثابت

رجعت

عالم مجردات و ملکوت انسانها برای دیگران ظاهر نمی شود جز به وسیله سه عامل گفتار ، نوشتار و کردار آنها.

راه های وصول به یقین همین سه راه است . بعضی به وسیله برهان به تصدیق نائل می شوند ، برخی با موعظه و برخی با بیانات جدلی.

 "Be sure your sin will find you out "

به یاد داشته باش که گناهت تو را پیدا خواهد کرد!


 

نوشته شده توسط سینا ساعی در دوشنبه 11 خرداد1388 ساعت 19:40 موضوع جمله هایی در ظاهر کوچک اما در باطن بسیار بزرگ | لینک ثابت

تو را چنان که تویی هر نظر کجا بینند

حدیث خوب و بد ما نوشته خواهد شد زمانی که کتاب اعمالت را در جلوی دیدگانت حاضر دیدی باید با هرگونه امیدی وداع بگویی. اکنون است که باید شجاع باشی و قلبی قوی داشته باشی.

چو بد کردی ، مباش ایمن ز آفات  /  که واجب شد طبیعت را مکافات

آدم بودن موهبتی الهیست که اکنون در اختیار توست خواه آنرا با انسانیت بیامیز خواه با حیوانیت عجین کن .

در نهایت این سرشت توست که باقی خواهد ماند اما این را بدان  که اعمال تو سرشت تو را تحت تاثیر خود قرار خواهند داد همانند آبی که در هر ظرفی به همان شکل در می اید حال بکوش تا آینه ی ظرفت را گسترش دهی.

هر چقدر بکوشی به همان اندازه پاداش خواهی گرفت ، در واقع خواسته و ناخواسته وارد بازیی شدی که در آن داد و ستدی وجود دارد که ممکن است خیلی ها به آن دقت و توجه نکنند.

چرا بیهوده می کوشی ؟

لازم نیست به هر دری زده و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازی ،فقط بکوش تا در این وادی بازرگانی باشی که سود کافی را برده باشی و گلیم نفست را از آب گل آلود زمانه و امتحانات تقدیر سالم و پاک بیرون بکشی.

در درونت فریادی نهفته است به پهنای پهن دشت دید واقعی یک پنجره ی رو به آسمان ، اما در طول تاریخ بشر ، زمانه معدود کسانی را به خودش دیده است که آن پنجره را رو به نور حقیقت خود باوری و خدا محوری گشوده باشند.

همچنان که پیر مردی با عصای چوبین قدیمی خود و با قامتی خمیده و لباسی مندرس در حال بالا رفتن و گذشتن از کوهی به عظمت تمامی خواسته های نفسانی خودش و جهان اطرافش است ، کوزه ای بر سر دارد که میخواهد آن را صحیح و سالم به صاحب اصلیش باز پس دهد ، تو نیز بکوش تا به دنبالش روی نه به طوری که همانند او کوزه ای برگیری و کار عظیم تری را انجام دهی ، چه بسا که هر کسی را بهر کاری ساختند تو نیز به دنبالش از کوه خواهش های نفس خودت راه را چنان طی کن که نه صاحب اصلی کوزه ی درونیت را برنجانی و نه خودت در روزی که در آن مفری نیست پریشان حال به این سو و آن سو گریزان باشی.

شما را به دیدن وب پارسیان با همکاری گروهی جمعی از دوستان دعوت می کنم

parsees.blogfa.com


 

نوشته شده توسط سینا ساعی در دوشنبه 4 خرداد1388 ساعت 20:55 موضوع زمانی که قلبم قلم بر دست برای معشوقش نقشی می نگارد | لینک ثابت