تبليغاتX
وبلاگ شادروان مسعود ساعی
تنها زیر باران

جمعه نامه/برای از خود مرسی ها!

 

کسی که از خود راضی باشد تعداد ناراضیان از او زیاد است

چه شده ؟

از چه رو غمگینی ؟

نکند دیر شده ؟

تر شدی

زیر باران لابد ؟

مملو از شور و شعف

از چه رو نمناکی ؟

شر شر باران است ؟

یا که در دشت جنون

سیلاب است ؟

چه شده

کین چنین می گریی ؟

تو که می گفتی

از تباری دگرست

با همگان دارد فرق

با مرامی دگرست

پس چرا تنهایی ؟

گفته بودم این راه

سخت و دشوار است

اولش شادیست

وسطش شور

آخرش طوفان است

لیکن

کو گوش شنوا؟

بعدها می فهمی

که چگونه خود را

ته این چاه عمیق

گرفتار کردی

در کنج قفس

خیره و دلخوش به چه چیز ؟

دفن کردن خود را

چگونه می دیدی؟

و تو لبخند زنان می گفتی

که حسودی

بد دردیست

حال بگو بینم

چه شده ؟

پس چرا تنهایی؟

براستی که ندانستی

در هوس قوطه وری

تو ندیدی و نفهمیدی

که چرا آنروز

من برایت

زیر باران

آرام خندیدم

البته با چشمانی خیس


 

نوشته شده توسط سینا ساعی در پنجشنبه 27 فروردین1388 ساعت 9:5 موضوع زمانی که قلبم قلم بر دست برای معشوقش نقشی می نگارد | لینک ثابت

گوی توفیق و کرامت در میان افکنده​اند - کس به میدان در نمی​آید سواران را چه شد

اگر مراد تو اي دوست بي مرادي ماست
مراد خويش دگرباره من نخواهم خواست


اگر قبول كني ور براني از بر خويش
خلاف راي تو كردن خلاف مذهب ماست


ميان عيب و هنر پيش دوستان كريم
تفاوتي نكند چون نظر به عين رضاست


عنايتي كه تو را بود اگر مبدل شد
خلل پذير نباشد ارادتي كه مراست


مرا به هر چه كني دل نخواهي آزردن
كه هر چه دوست پسندد به جاي دوست رواست


اگر عداوت و جنگست در ميان عرب
ميان ليلي و مجنون محبت است و صفاست


هزار دشمني افتد به قول بدگويان
ميان عاشق و معشوق دوستي برجاست


غلام قامت آن لعبت قباپوشم
كه در محبت رويش هزار جامه قباست


نمي توانم بي او نشست يك ساعت
چرا كه از سر جان بر نمي توانم خاست


جمال در نظر و شوق همچنان باقي
گدا اگر همه عالم بدو دهند گداست


مرا به عشق تو انديشه از ملامت نيست
و گر كنند ملامت نه بر من تنهاست


هر آدمي كه چنين شخص دلستان بيند
ضرورت است كه گويد به سرو ماند راست


به روي خوبان گفتي نظر خطا باشد
خطا نباشد ديگر مگو چنين كه خطاست


بلا و زحمت امروز بر دل درويش
از آن خوشست كه اميد رحمت فرداست


 

نوشته شده توسط سینا ساعی در یکشنبه 23 فروردین1388 ساعت 18:54 موضوع اشعار حاضر از شاعران غایب | لینک ثابت